X
تبلیغات
رایتل

 

 

 

 

 

((ذهن در جایگاه ویژه ای قرار گرفته این ماهستیم که میتوانیم در آن بهشتی ازجهنم ویا جهنمی از بهشت بسازیم )) جان ملتون 

 دنیایی که در آن زندگی میکنیم همان دنیایی است که خواسته یا ناخواسته برای زندگی انتخاب کرده ایم .اگر سعادت را برگزینیم سعادتمند میشویم واگر بدبختی را بر گزینیم بدبخت می شویم . اعتقاد پایه واساس برتریست .اعتقادات شیوه های سازمان یافته خاصی برای قوه درک ما هستندراههای مهمی که برای درک زندگی وچگونگی زندگی کردن انتخاب کردهایم این اعتقادات هستند که فکرمان را باز کرده وآن را از حرکت باز می دارندبنابر این اولین گام به سمت برتری یافتن اعتقاداتی است که مارا به خواسته هایمان برساند . مسیر موفقیت راهی است که درآن باید خواسته هایمان را بشناسیم ودست به کار شویم .تا به نتایج دلخواهمان برسیم از تعغیرات وتحوالات کارمان آگاه وانعطاف پذیر باشیم تا اینکه بموفقیت برسیم همین امر در مورد اعتقادات هم صادق است باید بدانید که چه اعتقاداتی برای رسیدن به اهدافتان مفید است اعتقاداتی که شمارا به هدفتان برساند اگر چنین نباشد باید از آنها گذشته واعتقادات جدیدی را انتخاب کنید. ما در این مقاله میخواهیم ابعاد هفت گانه موفقیت را مختصرا خدمات دوستان عزیز وسروران بزرگوار توضیح بدهیم این هفت اعتقاد به افراد نیروی بیشتری می دهند تا از استعدادهای خود بهره مند شوندفعال تر باشند کارهای بزرگی را انجامدهند وبه نتایج بزرگی برسند .منظور این نیست که تنها ایناعتقادات برای رسیدن به موفقیت مفید هستند بلکه نقه شروع میباشند .امیدواریم که خواننده عزیز این اعتقادات برای شما هم موثر باشند

اعتقاد شماره ۱: 

هرچیزی برای هدف ودلیلی اتفاق می افتد درهر اتفاقی مصلحتی است .آیا و.میشل را می شناسید.نظر او چه بود که باعث شد بر مصیبت های خود غلبه کند؟او تصمیم گرفت که از ناگوارترین حوداث زندگی خویش نا امید نشودونهایت استفاده را ببرد همه افراد موفق اینگونه قدرتمند ند.آنها می توانند درهرشرایطی فکرشان را برروی امکانات موجود ونتیج مثبت متمرکز کنند.اهمیتی ندارد تجربه هایشان تا چه حد منفی باشد.آنها فقط به امکانات خود می اندیشند وبا خودفکر می کنند هر اتفاق معلولی دارد که به نفعؤ وصلاح آنها نیست.  آن ها معتقدند که هرحادثه بدی سود ومنفعت زیادی برایشان داشته باشد.مطمئن باشید افرادی که نتایج خوبی رادرزندگی خودایجادمی کنند.نیزهمینطور می اندیشند.باهمین طرزفکر به زندگی نگاه میکنند.برای عکس العمل نشان دادن به هرموقعیتی راههای زیادی وجود دارد.مثلا؛فرض کنیم که شما درحال تجارت هستیدوبرای بستن قراردادی که رویش حساب بازمی کردید و آن را حق خود می دانستید باشکست مواحه شوید.مکن است عده ای ناامید شوند واز این حادثه دلتنگ خود ودیگران وشرکت طرف قراردادرا مورد سرزنش قرارداده ودرذهن خود تصور کنند که روسای شرکت افرادی نالایق واحمقی هستند.یا اینکه کارکنان خویش را به خاطر خراب کردن موقعیتی موردسرزنش قراردهند. 

شاید هریک از این واکنشها موجب شود که تاحدی عقده هایمان را خالی کنیم.اما این کمکی به ما نمی کند.این واکنش ها مارا به هدفمان نزدیک نمی کند.ما نیازمند نظم وهماعنگی هستیم.تا دوباره فعالیت خودرا آغاز کنیم.تجربیات دردناک را بیاموزیم اشتباهاتمان را جبران کنیم.وبانگاهی وسیع تربه امکاناتمان فکر کنیم این تنها راه به دست آوردن یک نتیجه مثبت از آن نتیجه به ظاهر منفی است. 

باردیگر به اعتقاداتتان فکر کنید آیا به طورکلی انتظاردارید نتیجه کارهیتان خوب باشد یابد؟آیا انتظارسعی وتلاشتان موفقعیت آمیز باشد یا بی نتیجه ؟بسیاری از افراد به جنبه های منفی یک موفقیت می اندیشند تا به جنبه های مثبتش.اولین گام برای تعغییر چنین حالتی شناخت آن حالت است.اعتقذات محدود انسان را محدودمی کند.بایدمحدودیتها  را از بین برد وبا نیروی بیشتری دست به عمل زددرفرهنگمان رهبران جامعه کسانی هستند که امکانات موجودرا می بینند.کسانی که می توانند در بیابن باغی پراز گل ببینند.ایا چنین چیزی غیر ممکن است ؟اگر به چیزی اعتقاد راسخ داشته باشید حتما به آن خواهید رسید.  اعتقاد شماره ۲:چیزی به عنوان شکست وجود ندارد.حاصل هرتجربه ای یک نتیجه است.این اعتقادتقریباهمان نتیجه شماره یک است وهمانند آن مهم است. 

فرهنگ ما طوری است که مردم از شکست وحشت دارند.البته همه ما می توانیم روزهای را به خاطر آوریم که نتیجه ای خلاف دلخواهمان را گرفته ایم همه ما در امتحانی رد شده ایم درهنگام خواندن یک رمان غم انگیز ناراحت شده ایم.ویابرای کارهایمان نقشه ای کشیده ایم اما همه چیز از بین رفته است. 

مردم دربدست آوردن بعضی از نتایج همیشه موفق هستند.حتی موفق ترین افرادهم طوری نیستند که هرگز شکست نخورده باشند.بلکه براین اعتقاد هستند اگر کاری را امتحان کردندونتیجه مطلوب را نگرفتند درواقع تجربه ای آموزنده بدست آورده اند .آنگاه از این تجارب استفاده کرده وراه دیگری را امتحان می کنند.کارهای جدیدی را درپیش می گیرند.ونتایج جدیدی را هم می سازند. 

ازدیروز تا به حال به اندازه یکروزبرتجربیاتتان افزوده شده است.افرادی که ازشکستمی ترسند دارند از چیزهای که ممکن است در آینده به دردشان نخوردتصوری درونی دارند.همین تصور موجب می شودکه آنها از انجام هرکاری که می تواندوسیله برای رسیدن به خواسته هایشان باشددوی کنند. آیا شما هم از شکست می ترسید؟ازیادگیری چطور؟می توانیدازهرتجربه چیزی بیاموزیدودر نتیجه کارتان موفق باشید. 

مارک تواین می گوید((هیچ چیزی بدتر ازدیدن یک جوان بد بین نیست)) 

افراد موفق شکست را نمی بینند وبه آن فکر نمی کنند.نسبت به چیزیکه بدردشان نمی خورد.هیچ حس بد ومنفی ندارند.به این زندگی توجه کنید. 

در ۲۱سالگی درتجارت شکست خورد. 

در۲۲سالگی در انتخابات مجلس شکست خورد. 

در۲۴سالگی باردیگر درتجارت شکست خورد. 

در۲۶سالگی همسر مورد علاقه اش را ازدست داد. 

در۲۷سالگی ناراحتی اعصاب گرفت. 

در۳۴سالگی دررقابتهای کنگره شکست خورد 

در۳۶سالگی بازهم دررقابتهای کنگره ناموفق بود. 

در۴۵سالگی برای رسیدن به مفام سناتوریشکست خورد. 

در۴۹سالگی باردیگربرای مقام سناتوری شکست خورد. 

در۵۲سالگی به عنوان رییس جمهور امریکابرگزیده شد. 

نام او ابراهام لینکن است است اگرتمامی این شکست هارا می پذیرفت آیا میتوانست رییس جمهور امریکا شود؟نه  

توماس ادیسون هم همینطور.پس از آنکه ۹۹۹۹برای اختراع لامپ تلاش کردونتوانست.شخصی ازاوپرسیدآیا میخواهی برای ده هزارمین بارهم  شکست بخوری؟اوپاسخ داد شکست نخورده ام بلکه هربارشیوه جدیدی آموخته ام که فقط ربطی به اختراع برق ندارد.درواقع او فهمیده بود که چگونه کارها نتایج متفاوتی دارند.وبرای دهزارمین بار توماس ادیسون لامپ را اختراع نمود. 

اعتقاد به شکست ذهن را فلج میکندباساخت احساسات منفی دروجودمان برروی حالتهای جسمی تفکر وروح خود تاثیر می گذاریم.یکی از بزرگترین محدودیت های مردم ترس از شکست است. 

ین بحث ادامه دارد . 

درمقالات بعدی منابع اعلام خواهدشد

[ سه‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1389 ] [ 02:13 ق.ظ ] [ - ]
.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ
آخرین اخبار ارز

تعداد بازدید ها: 113216



قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا