|
|
|

دو هفته پیش، استاندار خراسان شمالی در جلسه معارفه مدیر جدید نمایندگی سازمان ملی جوانان در این استان، شرکت کرده بود. او جملهای در این جلسه گفت که انعکاس بسیاری یافت: «مدیران مجرد استان عزل میشوند و این اصل به عنوان یک رویکرد مورد تایید است» و البته نگفت این رویکرد را چه کسی تایید کرده؛ آیا مورد تایید خود اوست یا مرجع بالاتری مثل وزیر کشور یا رئیسجمهور؟ به نوشته سایت خبری «بجنورد نیوز»، این استاندار، مدیر قبلی سازمان ملی جوانان خراسان شمالی را به دلیل مجرد بودن برکنار کرده بوده و به همین مناسبت در جلسه معارفه مدیر جدید، یکراست رفته بود سر بحث مجرد یا متاهل بودن. او در سخنرانی خود، از به کار گرفتن نخبگان و جوانان در سطوح مدیریتی حرف زده بود و اینکه «باید هزینههای جوانگرایی را بپذیریم تا در آینده بتوانیم از قابلیتهای جوانان در عرصههای مختلف بهرهگیری کنیم». با وجود این، ایرنا خبر داد که وقتی او به بحث مجرد بودن برخی از مدیران رسیده، گفته است «از گماردن مدیران مجرد در پستهای دولتی به شدت جلوگیری خواهیم کرد. اگر هم مدیر مجردی در استان هست باید یا سریعا ازدواج کرده یا از کار برکنار شود.» وقتی سرپرست قبلی سازمان ملی جوانان که جوان مجردی بوده، در آن جلسه عملکرد سهماهه خود را برای استاندار خراسان جنوبی تشریح میکرده و میگفته کلاسهای قبل و بعد از ازدواج برگزار کرده، استاندار از او پرسیده آیا خود او ازدواج کرده است یا نه. آن مدیر جوان هم پاسخ داده که نه اما به خواستگاری رفته و استاندار هم گفته که پس تا حالا ۵۰درصد کار درست شده است. همسری پولدار
بقیه رادرادامه مطلب بخوانید.
| |
|
|
مدیرکل نظارت بر اماکن عمومی نیروی انتظامی، وقتی که درباره رانندگان مجرد سخن میگفت، طوری از مجردها حرف میزد که انگار همه آنها آدمهای ناجور و مزاحمی هستند؛ «افراد مجرد به هیچ عنوان حق اشتغال در آژانسهای تاکسی تلفنی را ندارند و نیروی انتظامی با متصدیان آژانسهایی که نسبت به این موضوع تخلف کنند، برخورد خواهد کرد.» بسیاری از افرادی که مجردند، مخصوصا آنهایی که سن جوانی را به تدریج سپری میکنند و هنوز به فکر ازدواج نیستند، از اینکه در جامعه به آنان به چشم کسی که مشکلی دارد نگاه میشود، دلخورند. علی، یکی از خیل جوانهایی که ۲۹ سالگی را رد کرده و از مجردبودن خود نیز راضی است، چنین میگوید: «میگویند لابد یک مرضی داشته که زن نگرفته. جوری نگاهت میکنند که انگار کار خلافی کردهای؛ به هر اداره یا سازمانی میروی برای کار، مثل مجردها نگاهت میکنند. انگار نه انگار که خودشان این وضع را درست کردهاند.»
اوضاع بد معیشتی مردم و تمایل جوانان به روشهای زندگی مصرفی و مهمشدن تجملات و تبدیل لباس و ماشین و دکور منزل به ارزشهای نشاندهنده تشخص، مردان و زنان مجرد را به این فکر انداخته است که تمام تمرکز خود را بر کار کردن و داشتن درآمد مناسبی بگذارند و پس از رسیدن به مکنت، به فکر تشکیل خانواده بیفتند. «مگر بیکارم که زن بگیرم؟ فعلا دارم کار میکنم؛ بازنشسته که شدم، میروم ازدواج میکنم.» مشکلات اقتصادی جوانان وقتی برطرف میشود که آنها بتوانند شغل مناسب و راضیکنندهای داشته باشند و عدهای از آنها تصور میکنند که این شغل با تحصیلات طولانی دانشگاهی به دست میآید، تعدادی بر این عقیدهاند که باید خیلی زود وارد عرصه کار و تجارت شوند و «بار خود را ببندند» و گروهی در پی استفاده از روابط خانوادگی با افرادی هستند که کار دولتی راحت و پرسودی را برای آنها دست و پا کنند.
به هر تقدیر، بسیاری از جوانها به آنچه برای اشتغال میاندیشیدهاند، نمیرسند و گاهی در رویاهای خود غرق میشوند؛ «به دنبال یک دختری میگردم که بابایش پولدار و پیر باشد و اگر تنها بچه خانواده هم باشد که خیلی بهتر است.» شوخی پولداربودن پسر یا دختر به عنوان شرط ازدواج که این روزها بین جوانان بسیار رایج شده، در پشت سر خود مایههایی از جدیبودن را نیز به همراه دارد و نشانی از گرایش جوانها به راحتطلبی و راههای میانبر برای رسیدن به رفاه است؛ اوضاع ناعادلانه جامعه، جوانان را به این نتیجه رسانده است که آنها هم میتوانند یکشبه پولدار شوند.
افزایش شمار ازدواجهای ناموفق و منتهی به طلاق یا کنار هم باقیماندن اجباری بسیاری از زن و مردهای متاهل نیز، در چند سال اخیر توانسته جوانان را به آخر و عاقبت زندگی زناشویی بدبینتر کند. همه این دلایل انگیزه و شوق دختر و پسرهای جوان شهری و حتی روستایی را برای ازدواج کم کرده و ازدواج را در اولویتهای بعدی آنها، پس از کار و توانگری اقتصادی قرار داده است. سازمان ملی جوانان، چند سال پیش «همایش ملی ارزشها و نگرشهای جوانان» را برگزار کرد اما همچنان میتوان به آمار ارائه شده در آن همایش اتکا کرد؛ مطابق با آمار این سازمان، ازدواج در اولویت هفتم جوانهای ایرانی پس از نیازهایی همچون اشتغال و تحصیل و رسیدن به مقام و مسائل مالی قرار دارد. مهمترین مشکلی که جوانهای مجرد را اذیت میکند، مستقل نبودن آنها از خانواده است که در این سالها با یافتن کاری متوسط و اجاره یک خانه کوچک مجردی، قابل التیام است. با این حال دختران مجرد هنوز هم برای مستقلشدن، خیلی کمتر از پسران آزادی عمل دارند.
● تشویق و تنبیه
جمعیت شناسان ایرانی، هنگامی که میخواهند از سرشماریهای عمومی کشور استفاده کنند، دختران «در معرض ازدواج» را بالای ۱۵ تا ۳۴ سال و پسران در معرض ازدواج را بالای ۲۰ تا ۳۹ سال در نظر میگیرند. طبق سرشماری رسمی کشور در سال ۱۳۸۵، تعداد پسران در معرض ازدواج حدود ۶ میلیون و ۸۹۰ هزار نفر و شمار دختران در معرض ازدواج حدود ۵میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بوده است. بنا به این آمار، جمعیت جوانان مجرد کشور نزدیک ۱۲میلیون نفر است و مطابق با آنچه میثم یاوری، معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان ملی جوانان گفته، در برابر سالانه ۸۰۰ هزار ازدواج در کشور، ۲میلیون و ۸۰۰ هزار نفر به تعداد مجردان اضافه میشود.
بنابراین، مجردان افراد انگشتشماری محسوب نمیشوند که بخواهند مورد سرزنش یا محرومیت سیاستگذاران قرار بگیرند اما آنچه در عمل اتفاق میافتد، از سعی مسوولان برای هر چه سهلترکردن امور به نفع متاهلان حکایت میکند؛ متولیان امور کشور، این سیاست را تلاش برای ترغیب جوانان به ازدواج عنوان کردهاند. وام ۴ میلیون تومانی ازدواج، ساختن خوابگاههای دانشجویی متاهلی، دادن امریه سربازی فقط به متاهلان، تنها مجاز بودن متاهلان برای ورود به برخی از لباسفروشیها و رستورانها و شهربازیها به دلیل اینکه لابد مجردها افراد نامطمئن و خرابکاری هستند، مهیابودن استخدام دبیری تنها برای متاهلان، اولویت وام مسکن و اشتغال برای متاهلان، اجازه نداشتن مجردها برای کار کردن در برخی مشاغل به دلیل نبود اطمینان به آنها، اجازه نداشتن دختران مجرد برای اقامت در هتل و ویلا یا تصمیمگیری درباره خروج از کشور، نداشتن مجوز تاسیس برخی شرکتها برای مجردان و اجاره ندادن بسیاری از خانهها به مجردها از جمله مشکلاتی است که بسیاری از جمعیت ۱۲ میلیون نفری جوانان مجرد، با آنها دست به گریبانند.
برخی از این سیاستها تشویقی است اما خیلی از آنها نیز نشانه بدبینی به جوانهاست؛ گویا در سیاستگذاریهای کلان، افراد متاهل بدون خطا و دور از همه انحرافات تصور میشوند و مجردان، کسانی که در آستانه انحراف قرار دارند و ممکن است دیگران را نیز به فساد بکشانند. جامعه ایران، از سویی با سنتهای مذهبی آمیخته شده و از سوی دیگر جوانانش با جلوههای دنیای جدید روبهرو شدهاند و چنین دوگانگیای آنها را با بحران و شکاف فرهنگی روبهرو کرده و مشکلات اقتصادی نیز به عریض و مخربشدن این شکاف افزوده است.
● تاخیر در ازدواج مردود است
متون مذهبی دین اسلام حاوی توصیههای بسیار زیادی برای ازدواج است. اساسا اسلام به زناشویی و ارتباط بین زنان و مردان بسیار حساسیت نشان داده و ازدواج چه با عقد دائم، چه صیغه، برای آن خیلی با اهمیت است. آیات و روایات فراوانی درباره ازدواج وجود دارند که میگویند ازدواج کردن به معنی بزرگ داشتن سنّت پیامبر است، افراد با ازدواج در ولایت و حمایت خداوند قرار میگیرند، با ازدواج کردن شیطان به خشم میآید، ازدواج ایمان جوانان را حفظ و کامل میکند، ثواب عبادت با ازدواج مضاعف خواهد شد و روزی مسلمانان با ازدواج زیاد میشود.
از آن سو، اسلام مجرد بودن را مکروه دانسته و احادیث و آیات گفتهاند که تاخیر در ازدواج مردود است و هیچ چیزی نباید موجب تاخیر ازدواج شود حتی فقر. مردان بدون همسر سرزنش شدهاند، تجرد را سبب شرارت دانستهاند، گفته شده که یکی ازحقوق فرزند بر پدر، آن است که پس از بالغ شدن، او را به ازدواج درآورد و به کسانی که صاحب دخترند سفارش شده که در ازدواج دخترانشان تعجیل کنند. در «وسائلالشیعه» حدیثی از امام رضا(ع) آمده است که جبرئیل امین بر پیامبر نازل شد و گفت: ای محمد، پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید دختران باکره مانند میوه درختان هستند و همان گونه که میوه وقتی میرسد، چارهای جز چیدن ندارد وگرنه تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد میکند، دختران باکره هم وقتی به سن بلوغ و ازدواج میرسند، چارهای جز ازدواج ندارند.
دولت نهم نیز که مدعی انجام همه مسائل بر اساس موازین اسلامی است، تلاش کرده هر چه بیشتر زمینه ازدواج را برای جوانها فراهم کند. حتی برخی از اعضای دولت، همچون مصطفی پورمحمدی وزیر کشور بر صیغه و ازدواج موقت هم تاکید زیادی داشتهاند؛ پورمحمدی کمتر از یک سال پیش، در یک مراسم عمومی گفته بود که برای منحرفنشدن جوانان، ازدواج موقت باید با جسارت ترویج شود. البته این گفتههای وزیر کشور با موج انتقادهای مخالفان روبهرو شد و بعد هم دیگر کسی از صیغه حرفی نزد. به هر حال، با همه تلاشهایی که دولت نهم برای افزایش رغبت جوانان مجرد به ازدواج انجام داده، آمار نشان میدهند که مشکلات اقتصادی و شرایط فرهنگی جامعه تاکنون مانع تحقق این هدف شده است. در یک دهه اخیر آمار طلاق رشد بسیار بیشتری از ازدواج داشته و مسوولان دولتی به سختی این مسئله را پذیرفتهاند. از آنسو، بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران میانگین سن اولین ازدواج، با جهش قابل توجهی به ۲/۲۶ سالگی در پسران و ۲/۲۳ سالگی در دختران رسیده است.
با این حال، گروهی از اندیشمندان دینی کشور همچون استادان موسسه پژوهشی امام خمینی در قم، بیش از آنکه به مشکلات جامعهشناختی افزایش شمار مجردان بپردازند، نگران اعمال خلاف شرع در محیطهای عمومی کشور هستند. حدود یک سال پیش، آیتالله محمدتقی مصباحیزدی که قرابت فکری زیادی نیز با وزرا و رئیسجمهور فعلی کشور دارد، در دیدار با وزیر بهداشت گفته بود: «محیطهای دانشگاهی وضع مطلوبی ندارند و جوانان مجرد در محیطهای اجتماعی به صورت مختلط فعالیت میکنند که این مسئله باعث بروز مشکلاتی میشود.»
او گفته بود: «متاسفانه وضع فرهنگی در قشر جوان جامعه تاسفآور است و ما نباید این مسئله را کتمان کنیم. بیشتر از آنچه تصور کنیم جوانان ما از نظر اعتقادی، فکری و مبانی اخلاقی و ارزشی، سست و لرزان هستند.» چند روز بعد از آن، سید محمد غرویان از شاگردان آیتالله مصباح هم در تایید سخنان او، به سایت خبری آفتاب میگفت: «مختلط بودن دانشجویان مجرد یکی از عوامل فساد در جامعه محسوب میشود و در این هیچ تردیدی وجود ندارد و باید یک فکر اساسی برای حل این مشکل کرد.» او در همانجا از جداسازی دختران و پسران در دانشگاهها نیز دفاع میکرد و میگفت: «زنان و مردان با یکدیگر فرق دارند و لزوم جداسازی را آقایان بیشتر میتوانند درک کنند و خانمها این مسائل را با عینک خود نگاه میکنند و ممکن است بگویند اختلاط دانشجویان مشکلی پیش نمیآورد اما آقایان این مسئله را بیشتر درک میکنند و البته اختلاط دانشجویان بر دختران و زنان تاثیر چندانی ندارد.
ممکن است عدهای که انگیزه دیگری از دانشگاه آمدن دارند، موافق جداسازی نباشند اما در هر صورت این موضوع بر افزایش آسیبهای اجتماعی تاثیر میگذارد.» او میگفت: «هنگامی که دانشجویان مجرد باشند، ارتباطهای جوانی به سوی خاصی خواهد رفت و با توجه به شرایط اجتماعی کشور و شرایط سخت ازدواج و سنتهای غلط مثل مهریه بالا و مسکن و...، مختلط بودن دانشجویان میتواند باعث افزایش بیبندوباری شود. هرچه اختلاط زن و مرد به ویژه دختران و پسران مجرد در محیطهای بسته کمتر شود، زمینه بیبندوباری نیز کمتر میشود و در مقابل زمینه برای رشد و توسعه کشور بیشتر خواهد شد و خانوادهها نیز از آسیب مصون خواهند ماند.» البته غروی نیز همچون دیگر منتقدانی که معتقدند دولت به جای جداسازی دو جنس باید شرایط ازدواج را با حل بحران بیکاری و معیشتی و فرهنگی راحتتر کند، تلویحا میگفت جداسازی در دانشگاهها هم گره بزرگی را باز نخواهد کرد: «جداسازی دختران و پسران در دانشگاهها میتواند به عنوان بازدارنده محسوب شود اما به طور کامل تاثیر نخواهد داشت؛ چرا که عوامل دیگری نیز باعث فساد میشود و همه این عوامل با یکدیگر در ارتباط هستند.»